089

بخش بندی بازار

 شیوه خرید

·        واحد خرید سازمان: آیا ما محصولات خود را به شركتی عرضه می‌كنیم كه واحد خرید متمركز یا غیر متمركز دارد ؟

·        ساختار قدرت: آیا ما محصولات خود را به شركت‌هایی ارائه می كنیم كه دارای قدرت مهندسی، مالی و .. هستند ؟

·        ماهیت روابط موجود: آیا ما محصولات خود را به شركت‌هایی ارائه می‌كنیم كه با آنها روابط قوی داریم و یا به سادگی در پی جذب  مطلوب‌ترین شركتها هستیم ؟

·   سیاست‌های كلی خرید: آیا ما محصولات خود را  به شركت هایی ارائه می‌كنیم كه ترجیح می‌دهند دارایی‌های اصلی را اجاره كنند؟ برای دریافت خدمات قرارداد می بندند؟ خریدهای سیستمی دارند و یا پیشنهاد قرارداد را مهر و موم شده ارائه می‌كنند؟

·   شاخص‌های خرید: آیا ما محصولات خود را به شركت‌هایی ارائه می كنیم كه خواستار كیفیت، خدمات پس از فروش یا قیمت پائین هستند ؟

· عوامل موقعیتی

·   ضرورت: آیا ما محصولات خود را به شركتهایی ارائه می‌كنیم كه نیاز آنی دارند و باید كالاها و خدمات را  به سرعت به آنها ارائه كرد ؟

·        كاربرد ویژه: آیا ما باید بر كاربردهای مشخص محصول خود تاكید كنیم ؟

·        میزان سفارش: آیا ما باید فعالیت‌های خود را بر گرفتن سفارش‌های كلان یا اندك متمركز كنیم؟

· ویژگی های شخصی

·   مشابه بودن خریدار و فروشنده: آیا محصولات خود را به شركت‌هایی عرضه می‌كنیم كه افراد و ارزشهای آنها مشابه افراد و ارزش های شركت خودمان است؟

·        نگرش نسبت به ریسك: آیا مشتریان ما ریسك پذیر هستند؟

·        وفاداری : آیا ما محصولات خود را به شركتهایی ارائه می‌كنیم كه نسبت به عرضه‌كنندگان خود بسیار وفادارند؟

فرایند بخش بندی بازار

1.تعیین شاخصها و فاكتورهای تقسیم بازاردر این گام شاخصهای تقسیم بازار انتخاب می‌شوند. در این مرحله می‌توان جهت تقسیم بازار شاخصهای رفتاری، جغرافیایی و ... را انتخاب نمود.

2.تحقیقات بازار:  در این گام براساس شاخصهایی كه در قسمت قبل مشخص شده است، ویژگی‌های مشتریان هر بخش مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد. در این گام براساس تكنیك‌های آماری چون فاكتور آنالیز، Cluster و ... بخشهای مختلف شناسایی و تحلیل می‌شوند. (در شماره 169 تدبیر، بخش كلینیك بازاریابی و تبلیغات مراحل تحقیقات بازار توضیح داده شد)

3.ارزیابی بخش‌های مختلف بازار:  در این مرحله بخش‌های مختلف بر اساس شاخص سوددهی یا مطلوبیت برای شركت ارزیابی می‌شوند. نهایتاً بخش یا بخش‌های از بازار انتخاب می‌شوند.

4.طراحی آمیخته بازاریابی مناسب برای بخش‌های انتخاب شده:  در این گام با توجه به ویژگی‌های بخش یا بخش‌های انتخاب شده از بازار، آمیخته بازاریابی مناسب طراحی و پیشنهاد می‌گردد.

 منبع: ماهنامه تدبیر – شماره 175 – بخش كلینیك بازاریابی و تبلیغات

مونا سید احمدی

088

بخش بندی بازار

 مبنای بخش بندی بازارهای مصرف

· بخش‌بندی بازار بر مبنای مناطق جغرافیایی: بخش‌بندی بازار بر مبنای مناطق جغرافیایی ایجاب می‌كند كه بازار را بر اساس مناطق مختلف جغرافیایی مانند كشور، استان، ناحیه، شهرستان، شهر و ... تقسیم كرد. یك شركت می‌تواند در یك یا چند حوزه جغرافیایی فعالیت نماید، ولی تنها به گروه‌های محلی توجه خاص داشته باشد.

· بخش‌بندی بازار برحسب تركیب جمعیت: در این روش كه مشهورترین روش بخش‌بندی بازار به شمار می‌آید، برحسب تركیب جمعیت تقسیم می‌كنند. یك دلیل شهرت این روش برای بخش‌بندی بازار مصرف این است كه بازار را برمبنای خواست، سلیقه و میزان مصرف، بخش‌بندی می‌كنند. دلیل دیگر این است كه محاسبه و اندازه‌گیری متغیرهای متعلق به تركیب جمعیت راحت‌تر است. برخی از متغیرهای مربوط به تركیب جمعیت برای بخش‌بندی بازار مصرف عبارتند از: سن و چرخه زندگی، جنس، سطح درآمد، نسل، طبقه اجتماعی و ...

· بخش بندی بازار بر مبنای متغیرهای روانشناختی: در بخش‌بندی بازار بر مبنای متغیرهای روانشناختی خریداران را بر اساس شیوه زندگی یا شخصیت و ارزش ها، به گروه های مختلف تقسیم می‌كنند.

· بخش بندی بازار بر مبنای رفتار خریداران: در این روش خریداران را بر مبنای میزان دانش، نگرش، استفاده از محصول یا نوع واكنش در برابر آن، تقسیم می‌كنند. منافع خریداران، نرخ مصرف، میزان وفاداری و میزان آمادگی خریدار از جمله شاخص‌های مورد استفاده در این روش به شمار می‌آیند. نوع نگرش خریداران (شیفته، مثبت، بی تفاوت، منفی، دشمن) نیز یكی دیگر از شاخصهای مورد استفاده برای بخش بندی كردن بازار در این روش است.

برای مثال در یك مبارزه تبلیغاتی نیروها می‌كوشند، با توجه به نوع نگرش رای دهندگان، مقدار وقتی را كه باید صرف هر گروه كرد، تعیین كنند. امكان دارد آنها از شیفتگان تشكر و به آنها یادآوری كنند كه باید رای بدهند، دیدگاه كسانی را تقویت كنند كه نسبت به حزب مثبت است، بكوشند رای گروه‌های بی تفاوت را به دست آورند و برای تغییر نگرش گروه‌هایی كه دیدگاه منفی یا دشمنانه دارند هیچ وقتی را صرف نكنند.

  مبنای بخش بندی بازارهای تجاری

در این قسمت مبانی بخش‌بندی بازارهای تجاری را به صورت خلاصه مورد اشاره قرار می‌دهیم. برای این منظور سوالاتی كه در هر روش و برای اتخاذ بهترین تصمیم باید از خود بپرسیم نیز آورده شده‌اند.

· تركیب جمعیت (بوم شناسی)

·        صنعت: خدمات خود را به چه صنایعی ارائه خواهیم داد؟

·        اندازه یا بزرگی شركت: شركت‌هایی كه خدمات به آنها ارائه می‌كنیم چه اندازه بزرگ هستند‌؟

·        محل: خدمات خود را  در كدام منطقه جغرافیایی ارائه خواهیم كرد؟

· متغیرهای عملیاتی

·        فناوری: برای ارائه خدمت به مشتری بر چه فناوری‌هایی تمركز خواهیم كرد؟

·   استفاده كنندگان: آیا محصولات خود را به استفاده كنندگان عمده، متوسط یا كم و یا مشتریانی كه از این محصول استفاده نمی كنند، عرضه خواهیم كرد؟

·        توانایی‌های مشتری: آیا ما محصولات خود را به مشتریانی ارائه می‌كنیم كه به این خدمات نیاز زیاد یا اندك دارند ؟

ادامه دارد...

منبع: ماهنامه تدبیر – شماره 175 – بخش كلینیك بازاریابی و تبلیغات

مونا سیداحمدی

087

بخش بندی بازار

 مقدمه

بخش بندی بازار، فرایندی است كه بر اساس آن یك بازار به زیربخش‌های متمایزی از مشتریانی كه نیازها و مشخصاتشان یكسان است تقسیم‌بندی می شود. از آنجاكه مشتریان هر بخش نیازها و خواسته‌های یكسانی دارند، به یك طرح بازاریابی و یك محصول خاص به شیوه‌ای مشابه پاسخ می‌دهند. بخش‌بندی بازار كمك می‌كند با تقسیم یك بازار بزرگ به بخش‌های كوچكتر، منابع سازمان به طور بهینه صرف مشتریان اصلی شود.

 اهمیت بخش‌بندی بازار

به دلایل مختلف، نقش بخش‌بندی بازار افزایش یافته است. اولاً روند رشد جمعیت كند شده و بیشتر بازار –محصول‌ها رو به بلوغ هستند. كه این امر موجب افزایش رقابت شده چراكه شركتها رشد خود را در كسب سهم بازار بیشتر و همچنین در افزایش انواع محصولات مختلف تحت یك نام تجاری جستجو می‌كنند.

ثانیاً عوامل اجتماعی و اقتصادی مانند افزایش سطح درآمدهای خالص، ارتقای سطح تحصیلات و افزایش آگاهی مردم، موجب شده است نیازها، خواسته‌ها، سلایق و سبكهای زندگی مشتریان نسبت به قبل متنوع‌تر و پیچیده‌تر گردد. این امر موجب افزایش تعداد و تنوع كالاها و خدماتی شده است كه با یكدیگر بر سر جلب گروهی از مشتریان رقابت می‌كنند.

بخش‌بندی بازار علاوه بر این كه شركتها را به پذیرش واقعیت‌های بازار وا می‌دارد، منافع زیر را نیز به آنها عرضه می‌كند:

فرصت‌های تولید محصولات جدید را شناسایی می‌كند. بخش بندی می‌تواند تجزیه و تحلیل دقیقی از گروه‌های مشتریان بالقوه‌ای كه نیازهای آنها توسط محصولات فعلی به خوبی تامین نشده است را ارائه كند. این بخشهای پنهان و كشف نشده‌ می‌توانند فرصتهای جذابی برای طراحی و تولید محصولات جدید یا روش‌های نوین بازاریابی فراهم آورند.

به طراحی طرحهای بازاریابی كه برای حصول به گروه‌های همگن مصرف‌كنندگان، موثرتر است كمك می‌كند. 

فرایند تخصیص استراتژیك منابع بازاریابی را بهبود می‌بخشد. گاهی به منافع استراتژیك بخش‌بندی توجه كافی نمی‌شود. چنانچه انتخاب محصولات قابل عرضه در بخش های مختلف به خوبی تعریف و مشخص شوند، آنگاه این بخش‌ها می‌توانند به مثابه مراكز سرمایه‌گذاری یك فعالیت عمل كنند. بیشتر استراتژی‌های تجاری موفق بر مبنای بخش‌بندی بازار و تمركز منابع در بخش‌های جذابتر استوار هستند.

 بخش‌های بازار چگونه تعریف می‌شوند ؟

در اجرای فرایند بخش‌بندی بازار، جند هدف مهم وجود دارد كه عبارتند از:

· این فرایند می‌باید یك یا چند گروه تقریباً همگن از خریداران بالقوه را با توجه به خواسته‌ها و نیازهای آنها و پاسخ‌های احتمالی آنها به تفاوت‌های موجود در عناصر آمیخته بازاریابی، شناسایی كند.

· تفاوتهای موجود در یك بخش بازار، در مقایسه با تفاوتهای موجود میان بخشهای مختلف، باید كم و ناچیز باشد. 

· معیارهای بخش‌بندی باید بخشها را به اندازه كافی ارزیابی یا مشخص و توصیف كنند. 

· فرایند بخش‌بندی باید اندازه و پتانسیل بازار هر بخش را به منظور استفاده در اولویت‌بندی بخش‌ها تعیین كند.

ادامه دارد...

منبع: ماهنامه تدبیر – شماره 175 – بخش كلینیك بازاریابی و تبلیغات

مونا سیداحمدی

086

مديريت كانالهاي توزيع

 مراحل طراحی كانال‌های توزیع
مراحل طراحی كانال توزیع به صورت زیر است:
1. تحلیل نیازهای خدماتی مشتریان: در این مرحله نیازهای مشتریان بصورت دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. مقدار خرید، زمان انتظار، تعداد عرضه‌كنندگان، میزان تنوع محصولات و خدمات پشتیبانی مورد انتظار مشتریان در این مرحله مشخص می‌شوند.
2. تعیین اهداف كانال توزیع و شناسایی محدودیتها: در این مرحله با توجه به ویژگیهای هر محصول، هدفهای كانال‌های توزیع آن مشخص می‌شود. تصمیم در مورد مستقیم یا غیرمستقیم بودن واسطه‌ها در كانال توزیع در این مرحله اتخاذ می‌شود. علاوه بر این محدودیتهایی كه در سیستم توزیع ممكن است وجود داشته باشد، در این مرحله مشخص می‌شود. كانال‌های توزیع شركتهای رقیب و قوانین و مقررات حاكم از جمله این محدودیتها هستند.
3.تعیین گزینه‌های موجود (كانال‌های توزیع موجود): پس از بررسی میزان خدمات مورد درخواست مشتریان و تعیین اهداف كانال توزیع در این مرحله باید به شناسایی كانال‌های موجود در بازار پرداخته شود. انواع واسطه‌های موجود، تعداد واسطه‌های مورد نیاز، و شرایط و مسئولیتهای هر یك از واسطه‌ها در این مرحله مشخص می‌شود.
4. ارزیابی گزینه‌های مختلف و انتخاب: پس از تعیین كانالهای توزیع قابل استفاده، باید یكایك آنها را با توجه به سه معیار اصلی اقتصادی، اعمال كنترل و سازگاری با شرایط، مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. سپس باتوجه به نتایج حاصل از ارزیابی نسبت به انتخاب كانال یا كانال‌های توزیع مناسب اقدام ‌شود.
5. عقد قرارداد و كنترل: بعد از مشخص شدن كانال یا كانال‌های توزیع، باید افراد مورد نیاز در این كانال‌ها انتخاب شده، آموزش داده شوند، در آنها ایجاد انگیزه شده و نهایتاً آنها را مورد ارزیابی قرار داد. از آنجاكه محیط بازاریابی و چرخه عمر محصول ثابت نمی‌مانند
، باید همیشه آمادگی لازم برای تغییر بندهای قرارداد و انجام اقدامات اصلاحی در كانال‌های انتخاب شده را داشت.

 عوامل موثر در ایجاد تعارض در كانال توزیع
ممكن است در جریان استقرار كانال یا كانال‌های توزیع، اختلافات و تعارضاتی بوجود آید. لذا لازم است دلایل بروز این تعارضات را شناخت و برای پیشگیری و برطرف كردن آنها چاره‌جویی كرد. مهمترین دلایل بروز تعارض در كانال‌های توزیع عبارتند از:
   _ ناسازگاری در اهداف: به عنوان مثال ممكن است یك شركت تولیدی بخواهد از طریق عرضه محصولات ارزان قیمت بسرعت در بازار رسوخ كند. در مقابل، فروشگاهها ترجیح دهند كه در كوتاه مدت به سودهای بالاتر دست پیدا كنند. این ناسازگاری در اهداف می‌تواند باعث بروز اختلاف و تعارض شود.
   _ روشن نبودن نقشها و حقوق: بعنوان مثال در حالی كه نمایندگیها می‌كوشند محصولات شركت را به مشتریان بفروشند، شركت تصمیم بگیرد تعداد زیادی از محصولات را توسط نیروی خود به بازار عرضه كند. در چنین مواردی ممكن است محدوده فعالیت و میزان
فروش نسیه، موجب بروز اختلافاتی شود.
   _ اختلاف در ادراك: بعنوان مثال ممكن است با افزودن كانالهای جدید توسط شركت، موجبات بروز تعارض در كانال توزیع فراهم شود.
   _ وابستگی زیاد: بعنوان مثال در فروشگاهها یا نمایندگیهایی كه بصورت انحصاری نمایندگی شركت را بعهده دارد، سود این فروشگاهها و نمایندگیها تحت تاثیر تصمیمات قیمت‌گذاری و تولید شركت قرار می‌گیرد. این امر می‌تواند بصورت بالقوه موجب بروز تعارض شود.

منبع: شماره 179 مجله تدبیر / بخش کلینیک بازاریابی و تبلیغات

                                                                                           مونا سید احمدی

085

مدیریت کانالهای توزیع

مقدمه

یكی از مهمترین چالشهای مدیران بازاریابی و تولیدكنندگان، انتقال كالاهای تولیدی خود به بازارهای هدف است. بر این اساس تصمیم‌گیری در خصوص شیوه انتقال كالا به محل خرید یا مصرف، از جمله تصمیمات مهمی است كه مدیر بازاریابی با آن مواجه است. اهمیت تصمیمات اتخاذ شده در خصوص كانالهای توزیع، به این دلیل است كه شركت مجبور است برای مدتی طولانی به این تصمیمات پایبند و متعهد بماند. چراكه چندین سال طول می‌كشد یك سیستم توزیع بطور مطلوب مستقر شود و به آسانی قابل تغییر نیست.

تعریف توزیع و کانال های توزیع
توزیع: یكی از اجزای آمیخته بازاریابی است كه در ساده‌ترین حالت آن وظیفه انتقال محصول از محل تولید به محل خرید مشتری را بعهده دارد. بعبارت دیگر مهمترین وظیفه
مدیریت توزیع این است كه كالا را در زمان و مكان مناسب در دسترس مشتریان بالقوه قرار دهد.
كانال توزیع: مجموعه‌ای از سازمانها و افراد وابسته است كه كالا یا خدمت مورد نظر را در دسترس مشتریان نهایی قرار می‌دهد. كانال توزیع، تولیدكننده و مشتریان كالا را به یكدیگر متصل می‌كند.

نقش کانال های توزیع
یك كانال توزیع علاوه بر انتقال كالا از تولیدكننده به مصرف‌كننده، صرفه‌جویی در زمان، متصل كردن مالكان كالا و مشتریان، وظایف مهم دیگری نیز بعهده دارد. مهمترین این وظایف عبارتند از:
   _ جمع‌آوری اطلاعات لازم از منابعی مانند مشتریان بالقوه و كنونی، شركتهای رقیب و سایر عوامل و نیروهای فعال در محیط بازاریابی.
   _ مذاكره با مشتریان بمنظور افزایش انگیزه‌های لازم خرید در آنها
   _ حصول توافق در مورد شرایط خرید و انتقال تملك و مالكیت داراییها
   _ سفارش گرفتن از مشتریان عمده و سفارش دادن به شركتهای تولیدكننده
   _ تامین وجوه لازم و مقادیر لازم محصول در كانال توزیع
   _ بر عهده گرفتن بخشی از ریسكهای مربوط به كانالهای توزیع
   _ تهیه انبارهای لازم به منظور انبار كردن و نقل و انتقال كالاهای فیزیكی
   _ پرداخت وجوه لازم از جانب خریداران و از طریق بانكها و سایر مؤسسات مالی

سطوح کانال های توزیع
تولیدكننده و مشتری نهایی بخشی از كانال توزیع را تشكیل می‌دهند. برای نشان دادن طول یك كانال از چندین واسطه استفاده می‌شود.
كانال "سطح صفر" كه كانال بازاریابی مستقیم نیز نامیده می‌شود از یك تولیدكننده و مصرف‌كننده نهایی تشكیل می‌شود. كانال "سطح یك" شامل یك واسطه مانند خرده فروش است. كانال "سطح دو" دارای دو واسطه و كانال "سطح سه" دارای سه واسطه است. از دیدگاه تولیدكنندگان هرچه تعداد واسطه‌ها بیشتر شود، كسب اطلاعات در مورد مصرف‌كننده نهایی و اعمال كنترل بر آنها نیز دشوارتر خواهد شد.

استراتژی های انتخاب کانال توزیع
یكی از مهمترین تصمیمات برای عرضه محصول، در حوزه تعیین تعداد واسطه‌ها اخذ می‌شود. در این راستا سه گزینه به شرح زیر مطرح ‌است:
1. توزیع گسترده: این استراتژی كه توزیع محصولات در تعداد زیادی خرده‌فروشی را شامل می‌شود، بیشتر در حوزه مواد مصرفی و كالاهای متداول و روزمره كاربرد دارد. چراكه عموماً مردم حاضر نیستند برای خرید كالاهایی مانند ماست و صابون، مسافت زیادی را طی كنند بلكه انتظار دارند در نزدیكترین خرده‌فروشی به آن دسترسی داشته باشند. بنابراین اغلب تولیدكنندگان مواد غذایی و محصولات متداول از این استراتژی استفاده می‌كنند تا دسترسی عامه مردم به محصولات خود را در بالاترین حد ممكن فراهم سازند.
2. توزیع گزینشی: در این شیوه توزیع، خرده‌فروشانی برای عرضه محصول مورد نظر در مناطق مختلف انتخاب می‌شوند. تعداد واسطه‌ها در این حالت از توزیع گسترده كمتر و از توزیع انحصاری بیشتر است. این استراتژی توزیع، بیشتر برای لوازم خانگی و اصولاً كالاهای مغازه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد، چراكه مشتریان این نوع كالاها انتظار ندارند این قبیل محصولات را حتماً در محل زندگی خود بیابند.
3. توزیع انحصاری: در این شیوه، در هر منطقه یك واسطه بعنوان نماینده انحصاری انتخاب می‌شود. در این استراتژی، تعداد واسطه‌ها بسیار كمتر از دو نوع دیگر بوده و بیشتر در مورد محصولات ویژه از قبیل اتوموبیل و لباسهای خاص مورد استفاده قرار می‌گیرد. چراكه مشتریان وفادار به این نوع محصولات با كمال علاقه حاضرند برای دستیابی به محصول مورد نظر مسافت زیادی را طی كنند.

ادامه دارد...

منبع: شماره 179 مجله تدبیر / بخش کلینیک بازاریابی و تبلیغات

                                                                                                 مونا سید احمدی

084

فرآیند ممیزی‌ بازاریابی‌

‌ ‌فرآیند كلی‌ ممیزی‌ بازاریابی‌ می‌تواند به‌ شكل‌ زیر باشد:

1  - بازدید اولیه‌ از سازمان‌ و ملاقات‌ با مدیریت‌ ارشد و بحث‌ و تفاهم‌ در مورد اهداف‌ ممیزی‌ و تعهدات‌ ممیزان

2  - توافق‌ ممیزان و سازمان در مورد برنامه‌ ممیزی‌

3  - جمع‌آوری‌ و مطالعه‌ مدارك‌ موردنیاز از سازمان

4  - تهیه‌ چك‌ لیست‌های‌ مورد استفاده‌ در ممیزی

5  - تعیین‌ اینكه‌ چه‌ كسانی‌ باید به‌ چه‌ سوالهایی‌ پاسخ‌ بدهند.

6  - مراجعه‌ به‌ سازمان‌ مطابق‌ برنامه‌ تعیین‌ شده‌ برای‌ ثبت‌ فعالیتهای‌ بازاریابی، رویه‌های‌ بازاریابی‌ و بررسی‌ نیازهای‌ بازاریابی

7  - مطالعه‌ میدانی‌ مدیران، كاركنان، تامین‌كنندگان، مشتریان، رقبا و... از طریق مصاحبه، برگزاری جلسات‌ بحث‌ گروهی، پرسش‌نامه، روش‌ دلفی‌ و...

8  - تهیه‌ مجموعه‌ای‌ از الگوهای‌ برتر در مقابل‌ رویه‌های‌ بازاریابی‌ موجود (به‌جای‌ استفاده‌ از این‌ الگوها می‌توان‌ از مدیران‌ سازمان‌ و افراد صاحب‌ تجربه‌ برای‌ تعیین‌ وضعیت‌ ایده‌آل‌ كمك‌ گرفت)

9  - ارایه‌ پیشنهادات‌ مقدماتی‌ برای‌ بهبود بازاریابی‌ سازمان‌ و تهیه‌ پیش‌نویس‌ گزارش‌ ممیزی

10  - بحث‌ در مورد یافته‌های‌ مقدماتی‌ با مدیر ارشد سازمان ثبت‌ بازخورها، و مطالعه‌ مجدد حوزه‌هایی‌ كه‌ نیاز به‌ بررسی‌ بیشتر دارند.

11  - تهیه‌ و ارایه‌ گزارش‌ نهایی‌ به‌ مدیریت‌ سازمان‌ (و در صورت‌ صلاحدید وی‌ به‌ سایر مدیران‌ مورد نیاز)

 ویژگی های فرایند ممیزی بازاریابی

ممیزی‌ بازاریابی‌ 4‌ ویژگی  اصلی‌ دارد كه می بایست در تمامی‌ مراحل‌، مورد توجه قرار گیرند:

1) جامع‌بودن: ممیزی‌ بازاریابی‌ تمامی‌ فعالیتهای‌ اصلی‌ بازاریابی‌ یك‌ كسب‌ و كار را پوشش‌ می‌دهد و به‌ چند نقطه‌ خاص‌ محدود نمی‌شود. اگر فعالیت های ممیزی فقط‌ شامل فروش، قیمت‌گذاری‌ یا بعضی‌ دیگر از فعالیتهای‌ بازاریابی‌ شوند، ممیزی‌ انجام شده ممیزی عملیاتی‌خواهد بود. گرچه‌ ممیزی های‌ عملیاتی‌ مفیدند ولی‌ به‌تنهایی‌ ممكن‌ است‌ موجب‌ گمراهی‌ مدیران‌ شوند. به‌طور مثال‌ كم‌بودن‌ حجم‌ فروش‌ صورت‌ گرفته‌ توسط‌ نیروهای‌ فروش‌ ممكن‌ است‌ به‌ علت‌ ضعف‌ محصولات‌ یا سیاستهای‌ ترویج‌ فروش‌ باشند نه‌ حقوق‌ و آموزش‌ كم‌ این‌ افراد. ممیزی‌ جامع‌ بهتر می‌تواند منابع‌ را به‌ مسایل‌ اصلی‌ بازاریابی‌ تخصیص‌ دهد.

2) سیستماتیك‌ بودن: ممیزی‌ بازاریابی‌ یك‌ بازبینی منظم‌ از محیط‌ خرد و كلان‌ بازاریابی‌ و اهداف‌ بلندمدت و استراتژی‌های‌ بازاریابی، سیستم‌های‌ بازاریابی‌ و فعالیتهای‌ خاص‌ این‌ حوزه‌ است. با انجام‌ ممیزی، اقدامات‌ اصلاحی‌ لازم مشخص می شود كه انجام این اقدامات، اثربخشی‌ كل‌ بازاریابی‌ سازمان‌ را به‌دنبال‌ خواهد داشت.

3) استقلال: ممیزی‌ بازاریابی‌ به‌ 5 روش‌ قابل‌ انجام‌ است:

·         خودارزیابی: در این‌ روش‌ هر مدیری‌ به‌ حوزه‌ عملیاتی‌ خودش‌ امتیاز می‌دهد.

·         ممیزی‌ از عرض: یك‌ واحد سازمانی، دیگر واحدها را ارزیابی‌ می‌كند.

·         ممیزی‌ از بالا: یك‌ واحد سازمانی، زیرمجموعه‌های‌ خود و سایر رده‌های‌ پایین‌تر سازمان‌ را ارزیابی‌ می‌كند.

·         ممیزی‌ توسط‌ واحد ممیزی‌ سازمان: كه‌ بنا به‌خواست‌ واحدها، عملیات‌ آنها را ممیزی‌ می‌كند.

·         ممیزی‌ بیرونی: كه توسط یك فرد یا گروه مستقل بیرونی صورت می‌گیرد.

روش‌ پنجم بیش از سایر روشها توصیه می شود. البته‌ به‌شرط‌ آنكه‌ ممیز باتجربه‌ و بی‌طرف‌ باشد و تمام‌ دقت‌ و توجه‌ خود را به‌ امر‌ ممیزی‌ معطوف‌ كند.

4) دوره‌ای‌ بودن: معمولاً‌ وضعیت‌ بازاریابی‌ سازمان، تنها پس‌ از كاهش حجم‌ فروش‌، افت انگیزشی نیروهای‌ فروش و یا بروز مشكلاتی‌ در بازاریابی‌، مورد بازنگری‌ قرار می‌گیرد. اما اگر شركتها در زمانهای‌ موفقیت‌شان،‌ عملیات‌ بازاریابی‌ خود را بازنگری‌ نكنند، حفظ‌ سلامت‌ و چالاكی‌ سازمان‌ دشوار می‌گردد. لذا بهتر است‌ ممیزیهای‌ بازاریابی‌ در دوره‌های‌ منظم‌ ‌ 3  الی‌ ‌ 5  ساله‌ انجام‌ شود.

منبع: ماهنامه تدبیر، شماره 177، بخش كلینیك بازاریابی و تبلیغات

مونا سیداحمدی

083

ممیزی بازاریابی

 مقدمه

جهان امروز حكم دهكده‌ای را یافته، كه سفره بازار یكپارچه‌اش در سرتاسر قاره‌ها گسترده شده است آشنایی سنجیده و علمی با بازارهای گوناگون و توانمندی‌ها و كاستی‌های هر بنگاه، نیازمند خودشناسی است. باید از نقطه شناخت خود حركت را آغاز كرد و به شناخت و درك نیازهای آشكار و پنهان مشتریان رسید. ابزار پیاده‌سازی این فرایند مهم و حساس، "ممیزی بازاریابی" است كه پژوهشی گسترده و همه جانبه در وضعیت كلیه اركان و فعالیتهای بنگاه را سامان می‌دهد. در سایه ممیزی بازاریابی است كه می‌توان فهمید در چه موقعیتی هستیم و چگونه می‌توانیم به سمت تعالی حركت كنیم.

علیرغم اینكه ممیزی بازاریابی شاخه ای كاملاً تازه و نوپا در فعالیت های مدیریت بازار تلقی می‌شود، اما استقبال زیادی از آن شده و كاربردهای فراوانی یافته است.  اجرای صحیح ممیزی بازاریابی، مانع ورشكستگی و انحلال  شركت ها و سازمان ها شده، به آنها فرصت می دهد تا منابع خود را برای كسب سود بیشتر متمركز نموده و از اتلاف آنها جلوگیری كنند.

  تعریف‌ ممیزی‌ بازاریابی‌

‌ ‌ممیزی‌ بازاریابی، یك‌ بازنگری‌ و ارزشیابی‌ جامع، سیستماتیك، مستقل‌ و بی‌طرفانه، از محیط، اهداف‌ بلند مدت، استراتژی‌ها و فعالیتهای‌ سازمان‌ به منظور‌ تعیین‌ فرصتها و مشكلات،  خطمشی‌ها، روشها، ساختار سازمانی، رویه‌ها و كاركنانی‌ است‌ كه‌ برای‌ اجرای‌ خطمشی‌ها و رسیدن‌ به‌ اهداف‌، استخدام‌ شده‌اند.

ممیزی‌ بازاریابی‌ تمامی‌ حوزه‌های‌ بازاریابی‌ یك‌ كسب‌ و كار را در بر می‌گیرد. در ممیزی‌ بازاریابی، محیط، استراتژی‌ها، سازماندهی‌ و آمیزه‌ بازاریابی‌ ‌ و سود عملیات‌ بازاریابی مورد  ارزیابی‌ قرار می‌گیرد.

‌ ‌برخی‌ انجام‌ ممیزی‌ بازاریابی‌ را به‌گرفتن‌ نبض‌ سازمان‌ تشبیه‌ می‌كنند. خروجی‌ فرآیند ممیزی‌ بازاریابی، برنامه‌ای است‌ كه‌ در آن‌ پیشنهادهایی‌ برای‌ بهبود عملكرد بازاریابی‌ شركت‌ ارائه‌ شده است.

جایگاه ممیزی بازاریابی

ممیزی‌ بازاریابی‌ نوعی‌ كنترل‌ استراتژیك‌ بر بازاریابی‌ است. لذا می‌توان‌ گفت‌ علی‌رغم‌ اینكه‌ ممیزی‌ كاری‌ است‌ كه‌ در مدیریت‌ فعالیتهای‌ بازاریابی‌ می‌گنجد ولی‌ بر تمامی‌ فرآیند بازاریابی‌ نظارت‌ دارد.

ممیزی‌ بازاریابی‌ اصلی‌ترین‌ ابزار توصیف‌ موقعیت‌ بازاریابی‌ سازمان است‌ كه‌ هم‌ فرصتها و تهدیدهایی‌ كه‌ در محیط‌ رقابتی‌ سازمان‌ وجود دارد و هم‌ نقاط‌ ضعف‌ و قوت‌ آن‌ را نشان‌ می‌دهد. بر اساس‌ این‌ تجزیه‌ و تحلیل، سازمان‌ می‌تواند اهداف‌ بلند مدت‌ خود را با صراحت‌ و شفافیت‌ بیان‌ كند، تا هم‌ جهت‌ تلاشهای‌ سازمان‌ مشخص‌ شود و هم‌ نقاط‌ عطف‌ معینی‌ برای‌ ثبت‌ روند دستیابی‌ به‌ موفقیت‌ به‌ دست‌ آید. تعیین‌ چنین‌ اهدافی‌ است كه نشان‌ می‌دهد یك شركت‌ چه‌ استراتژی‌هایی‌ می‌تواند انتخاب‌ كند. ممیزی‌ بازاریابی برای‌ شناسایی‌ و انتخاب‌ گزینه های‌ استراتژیك‌ تكنیك‌هایی‌ را پیشنهاد می‌كند.

 كاربردهای ممیزی‌ بازاریابی‌

‌ از ممیزی‌ بازاریابی  در موارد زیر می توان استفاده كرد.

1.   تدوین‌ استراتژی‌های‌ كلان‌ كسب‌ و كار و استراتژی‌های‌ بازاریابی‌ (شناخت‌ فرصتهای‌ كسب‌ و كار و تعیین‌ خطوط‌ كلی‌ نفوذ در بازار، جذب‌ و حفظ‌ موقعیت).

2.      زمانی‌ كه‌ یكی‌ از وظایف‌ بازاریابی‌ (نظیر فروش، تحقیقات‌ بازار، تبلیغات‌ و...) نیاز به‌ بازنگری‌ و اصلاح‌ ساختاری‌ دارند.

3.   تهیه‌ طرح بازاریابی (در شماره 170 ماهنامه تدبیر- بخش كلینیك بازاریابی و تبلیغات در مورد طرح بازاریابی مطالبی عنوان شد)

4.      تدوین‌ اهداف‌ كوتاه‌ مدت‌ و ایجاد چارچوبی‌ برای‌ ارزیابی، پاداش‌دهی‌ و آموزش‌ بازاریابی‌ در سازمان.

5.   ایجاد ارتباط‌ قوی‌ بین‌ چرخه‌ برنامه‌ریزی‌ بازاریابی،‌ سیستم‌های‌ پشتیبانی و عملیات‌ سازمان‌ (نظیر سیستم‌ منابع‌ انسانی)،

ادامه دارد...

منبع: ماهنامه تدبیر، شماره 177، بخش كلینیك بازاریابی و تبلیغات

مونا سید احمدی